وقتی در کنارمی احساس غربت نمیکنم ، آرامم و از این زمانه سرد شکایت نمیکنم

وقتی در کنارمی از خستگی های زندگی رها میشوم ، میروم در حس تو ، و یک عاشق واقعی میشوم


وقتی در کنارمی این گرمای وجودت است که به من شوق نفس کشیدن میدهد ، این عطر حضورت است که

به من عشق زندگی را میدهد


بی خیال از هر چه غم است در این دنیا ، تو را عشق است که خدا به من داده این فرشته زیبا را

نه دلتنگی ، نه نا امیدی ، وقتی تو هستی چه لحظه ای بهتر از این !


چه لحظه ای زیباتر از این که تو مرا در میان خودت میگیری ، چه حسی قشنگتر از این که مرا نوازش

 میکنی و به وجودم افتخار میکنی…


هیچ لحظه ای را در زندگی ام با این حس عوض نمیکنم ، من تو را به هیچ قیمتی رها نمیکنم!

دوستت دارم ای زیباترین حس زندگی ام ، دوستت دارم ای تو که مرا به اندازه وسعت قلبم دوست داری!

 

قلبی که به وسعت نگاه تو است ، نگاهی که به اندازه یک دنیا برایم با ارزش است!


که این نگاه تو است که مرا تا آن سوی دنیا میکشاند ، مرا به پرواز در می آورد تا از آن بلندی ها

 

عشقم را ببینم که می تابد بر سرزمین قلبم !


دوستت دارم عزیزم ، دوستت دارم بهترینم ،

و میگویم دوستت دارم

چون که کلامی با ارزش تر از این برای من نیست تا به قلب مهربانت ابراز کنم!


و حسی بالاترو شیرین تر از این نیست که با گفتنش قلبت را آرام کنم !


و هیچکس در این دنیا نیست برایم با ارزش تر از تو ،

و هیچکس در این دنیا نیست جز تو  که به اندازه وسعت قلبم او را بخواهم !

 

 

و این حس و این لحظه برایم مقدس است ،

 

چونکه تو اینک در کنارمی و قلبم از همینجا احساسش را برای تو مینویسد!

 

 برای تو که قبل از اینکه این شعر را بنویسم تو خودت حرف دلم را خوانده بودی…